تبليغاتX
رزها همیشه عاشقند
رزها همیشه عاشقند

رزها همیشه عاشقند

یک روز دلم سر به هوا شد سر خورد

                      افتاد میان دست و پا پژمرد

بازار شلوغ عشوه بود و رندی

                     از راه رسید و چشمهایم برد

 

نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387ساعت 8:53 PM توسط ثنا| |

دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرم

      به من که بی صدای تو از شهر شکست میخورم

دلبرکم چیزی بگو به من که غرق هق هقم

               به  من  که آخرینه ی  آواره  های عاشقم

چیزی بگو که آینه خسته نشه از بیکسی

               غزل بشن گلایه ها نه هق هق دلواپسی

نذار که از سکوت تو پر پر بشن ترانه ها

دوباره من بمونم و خاکستر پروانه ها

چیزی بگو اما نگو

ازمرگ یاد و خاطره

کابوس رفتنت بگو

از لحظه های من بگو

چیزی بگو اما نگو

قصه ی ما به سر رسید

نگو که خورشیدک من

چادر شب به سر کشید

دویده ها غزل میگن

وقتی سکوتو میشکنی

قناری ها عاشق میشن وقتی تو حرف میزنی

دلبرکم چیزی بگو به من که خاموش توام

به من که همبستر تو اما فراموش توام

چیزی بگو که آینه خسته نشه از بیکسی

غزل بشن گلایه ها نه هق هق دلواپسی

نذار که از سکوت تو پر پر بشن ترانه ها

دوباره من بمونم و خاکستر پروانه ها

چیزی بگو اما نگو

ازمرگ یاد و خاطره

کابوس رفتنت بگو

از لحظه های من بگو

چیزی بگو اما نگو

قصه ی ما به سر رسید

نگو که خورشیدک من

چادر شب به سر کشید

چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره

نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387ساعت 8:47 PM توسط ثنا| |