رزها همیشه عاشقند
رزها همیشه عاشقند
بگو... (شاعر:خودم)
امشب امشب گونه ای دیگرم
تو می آیی؟
نمیدانم... نمیدانم
آری تو قول داده بودی که میآیی
شبی که بغض هایم پا به ماه است
مگر امشب نیست که بغض هایم پا به ماه است؟
پس چرا نمی آیی؟
می بینی؟آینه نبودنت را فریاد میزند
و دل من
و دل من در این سکوت سنگی
از داغ رخت جیغ بنفش سر میدهد
بگو
بگو که می آیی
هرقدر هم که تلخ باشی
فقط بگو که می آیی
بگو که تنها لبان تو بوسه گاه من ست
بگو که آغوش سردت هنوز در انتظار من است
گویی جهان مسطح است
پس ما بهم میرسیم
بگو که این وهم. سبز است
نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت
11:15 AM توسط ثنا| |


